یک فعال سیاسی مقیم ایران اما رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران را مسؤول وضعیت کنونی ایران دانسته و از همه فعالان سیاسی و مدنی و فرهنگی خواسته تا برکناری خامنه‌ای را به خواست عمومی تبدیل کنند.

ابوالفضل قدیانی در مقاله ای در وبسایت کلمه نوشت: در هیچ کشوری استبداد در غیاب مقاومت مدنی و ملی تن به اصلاح نداده است.ایران نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود. طلب اصلاح بدون اراده مقاومت تنها مستبد را تحریض و تشویق به دست‌درازی بیشتر به منابع عمومی، سلطه شدیدتر بر ارکان قدرت و تحدید آزادی‌های مشروع و قانونی می‌کند تا به گمان خود پایه‌های قدرتش را تحکیم بخشد. وقت آن رسیده که طلب اصلاح و تحول تبدیل به اراده اصلاح و تحول شود.” و افزود: همانگونه که مقاومت و در خواست عمومی در دو کشور اندونزی و تونس منجر به شکست استبداد شد و بدون دچار شدن به فروپاشی و ازهم‌گسیختگی نهادهای بروکراتیک دیکتاتورهای چون “سوهارتو” و “بن علی” برکنار شدند، با چنین اراده‌ای امکان تشکیل نظام جمهوری دمکراتیک بدون پیشوند و پسوند دور از دسترس نخواهد بود. به گمان من این شیوه مسالمت‌آمیزترین و کم‌هزینه‌ترین راه برون‌رفت از بن‌بست فعلی کشور است.

آقای قدیانی در ادامه اظهار داشت: نظام جمهوری اسلامی با سیطره ولایت فقیه در تمام شئونش امکان اصلاح با سازو کار درونی‌ را ندارد. ارکان انتخابی چنان با زهر نظارت استصوابی لَخت و کرخت و بی‌جان‌ شده‌اند که به هیچ روی ایشان را یارای ایستادن در برابر هوس‌های مستبد نیست.

او درباره برجام نیز نوشت: دیگر پنهان نیست که این مذاکرات به دستور شخص آقای خامنه‌ای در زمستان سال ۱۳۹۱ آغاز شد و بعد از روی کار آمدن دولت روحانی…ادامه مذاکرات هسته‌ای با هدایت شخص رهبر صورت گرفته است. البته آقای خامنه‌ای هیچگاه مسئولیت این مذاکرات را بر عهده نگرفته است و حتی اخیرا گفته که اشتباه کرده است که “اجازه” مذاکره با آمریکا را داده است. وی تغافل می‌کند که”مبدع”مذاکره با آمریکا در سال‌های اخیر شخص خودش بوده است. او با کمک دستگاه پروپاگاندای دست‌نشانده‌اش به منظور تجهیل و تخدیر توده اندک ناآگاه حامی خود بیهوده کوشیده است که از بار مسئولیت این مذاکرات شانه خالی کند و نقش یک رهبر تسلیم‌ناپذیر را بازی کند. همین عدم شهامت و تزویر در به عهده گرفتن مسئولیت برجام، البته یکی از عوامل شکست توافق هسته‌ای بوده است. و افزود: ترس از اینکه تتمه حامیان هم دریابند که پادشاه عریان است، آقای خامنه‌ای و سپاه را بیش از پیش به سمت پیش بردن سیاست منطقه‌ای بی‌پروایانه‌ای سوق داد که حداقل تبعاتش دادن بهانه به افراطیون آمریکا برای سست کردن پایه‌های توافق هسته‌ای بود. اگر گوش شنوایی برای شنیدن سخنان عقلا بود و اگر “برجام دومی” در تنش‌زدایی با کشورهای منطقه آغاز می‌گشت علی‌القاعده دست دونالد ترامپ و تیم سیاست خارجی افراطی‌اش بسیار بسته‌تر از امروز می‌بود.